حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, 14 مرداد , 1400 27 ذو الحجة 1442 Thursday, 5 August , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1720 تعداد دیدگاهها : 54×
آشنایی با مهارت هزاره سوم (کارآفرینی)
03 دسامبر 2019 - 15:31
شناسه : 10599
بازدید 71
1

بیسوادی در هر زمانی معنا و مفهوم خودش را داشته است مدت زمان زیادی ست که از یکسان پنداری سواد با «مهارت خواندن و نوشتن» فاصله گرفته ایم. اگرچه در جامعه هنوز معمول است به افرادی که به مدرسه و  دانشگاه رفته اند، افراد باسواد می گویند. اما واقعیت اینست که فرق است بین مدرسه […]

ارسال توسط :
پ
پ

بیسوادی در هر زمانی معنا و مفهوم خودش را داشته است مدت زمان زیادی ست که از یکسان پنداری سواد با «مهارت خواندن و نوشتن» فاصله گرفته ایم. اگرچه در جامعه هنوز معمول است به افرادی که به مدرسه و  دانشگاه رفته اند، افراد باسواد می گویند. اما واقعیت اینست که فرق است بین مدرسه و دانشگاه رفتن و مهارت هایی که یک فرد با سواد و تحصیلکرده بایستی حائز آنها باشد. مهارت هایی مثل درک متقابل،فهم درست مسائل،نگاه علمی، مسئله محور و خلاقانه به محیط پیرامونی و کارآفرینی.

فارغ از تعاریف متداول سواد؛ بی شک کارآفرینی یکی از مهارت های سوادمندی امروز است.

جمع کثیر بیکاران رشته های فنی مهندسی یا حتی رشته های پزشکی ناشی از نوعی بیسوادی خاصی در این افراد تحصیلکرده است که در مجموع می توان آن را «بیسوادی کارآفرینی» دانست. البته فقط افراد تحصیلکرده نیستند که نیازمند آشنایی و تمرین کارآفرینی می باشند.

در ادامه به دلایل و ضرورت های پرداخت به کارآفرینی در جامعه امروز انسانی اشاره خواهیم کرد تا در ابتدا ضرورت آشنایی همگانی با مفاهیم کارآفرینی مشخص و معین گردد سپس به تعریف و مفاهیم بنیادین آن خواهیم پرداخت.

اهمیت و ضرورت کارآفرینی

اشتغال انسان به یک کسب و کار و پیشه در طول تاریخی یکی از دغدغه های اصلی حیات بشری بوده است.

شاید در گام نخست نیازمندی انسان به رفع حوائج روزمره مثل تأمین خوراک، پوشاک و مسکن عامل انتخاب یک شغل یا اشتغال به یک کسب و کار باشد اما وقتی این نیازها مرتفع شد مسائل دیگری برای ادامه اشتغال و حتی توسعه کسب و کار مطرح می شود که هرم مازلو تا حد قابل قبولی به آنها پرداخته است.

پس تا اینجای بحث قبول داریم که طیف وسیعی از نیازها سبب انتخاب شغل برای یک فرد می شود. حال آنکه کارآفرینی با خصیصه هایش –که در آینده از آن خواهیم گفت  – تا حد زیادی می تواند نیازهای انسان را برطرف کند.

اشتغال، دولتها و ضرورت کارآفرینی

از سویی دیگر با سامان گرفتن جوامع توسط حکومت ها؛ مسئله اشتغال به مرور زمان به دغدغه آنها بدل شد بطوریکه امروزه نرخ بیکاری و نرخ اشتغال افراد یک جامعه به آمارهای حیاتی عملکرد دولتها و حکومت ها بدل شده است.

بنابراین دولت ها نسبت به این امر واکنش نشان دادند و رویکردهای مختلف برای افزایش سطح اشتغال در جامعه ، بهبود وضعیت کسب و کار و افزایش رضایتمندی شاغلین از کارشان در پیش گرفتند.

مالیات و معافیت های مالیاتی،اعطای منابع مالی و تسهیلات، آموزش،فرهنگ سازی، توسعه زیرساختها، وضع قوانین، بستر سازی برای جذب سرمایه گذاری و حتی اشتغال مستقیم از جمله راهکارهای دولتها برای بهبود این شاخص ها بوده است. نتایج مختلفی هم در جای جای دنیا بواسطه عمل به این موارد حاصل شده است اما بنا به دلایل گوناگون من جمله توسعه فعالیت های محوله به دولت ها؛ توفیق دولتها در امر اشتغالزایی ناچیز گشته است و این روند همچنان ادامه دارد.

نتیجه آنکه انتظار از دولتها برای ایجاد اشتغال صرفا به توسعه زیرساختها، ایجاد ثبات اقتصادی و ارائه مشوق های سرمایه گذاری در امر اشغالزایی محدود گشته است.

با این حساب نباید از دولتها انتظار زیادی برای ایجاد اشتغال داشته باشیم مسئله استخدام دولتی را هم به کل بایستی به دست فراموشی بسپاریم. تنها راه می ماند استخدام در بخش خصوصی یا خود اشتغالی!؟

اینگونه می شود که اهمیت کارآفرینی  را به عنوان نوک پیکان و اوج خوداشتغالی بیش از پیش در می یابیم.

 

کارآفرینی چیست؟

همانگونه که پیش تر بیان داشتیم ایجاد اشتغال برای دولتها و در سطح کلان اقتصادی نیز بسیار مهم بوده است. از اینرو کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن ۱۶ میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه‌های اقتصادی خویش تشریح نموده‌اند. به عنوان مثال

ژوزف آلویس شومپِیتر (Joseph Schumpeter )  اقتصاددان و سیاستمدار اتریشی- آمریکایی بود. او مدتی در سال ۱۹۱۹ به عنوان وزیر امور مالی اتریش کار می کرد. او از تأثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم بود و لفظ «تخریب سازنده» را در علم اقتصاد باب کرد.

شومپِیتر کارآفرینی را اینگونه تعریف می کند: «کارآفرینی فرآیند انجام کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در امور جاری ست» که شومپِیتر با واژه ی «تخریب خلاق» آن را توصیف می کند.

 

ژوزف شومپیتر - پدر کارآفرینی

ژوزف شومپیتر – پدر کارآفرینی

 

ژورف شومپیتر واژه نوآوری را به کارآفرینی پیوند می‌دهد و چون کارآفرینی را انجام کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در امور جاری می‌داند کارآفرینی را به موارد ذیل تقسیم می کند:

  • ارائه کالای جدید
  • ارائه روش جدید در فرایند تولید
  • گشایش بازاری جدید
  • یافتن منابع جدید
  • ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت

بواسطه تلاش های ژومپیتر در مسیر  تبیین کارآفرینی از او به عنوان پدر کارآفرینی یاد می‌کنند.

 

تعاریفی دیگر کارآفرینی

البته کارآفرینی هم عین هر واژه و مفهوم دیگری تعریفی واحد ندارد و طیفی از تعاریف را به آن اطلاق می کنند. به عنوان مثال تعریف متداول پذیرفته شده دیگر درباره کارآفرینی عبارتست از : « فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسکهای ناشی از آن».

واژه انگلیسی Entrepreneurship به معنای کارآفرینی از کلمه فرانسوی “Entrepreneurs ” به معنای “متعهد شدن “ نشات گرفته‌است و به نظر می رسد تعریف اخیر نیز به همین دلیل مورد اجماع و اتفاق نظر صاحب نظران است.

تعاریف جزیی تر و قابل فهم تری از کارآفرینی نیز در دسترس هست که نمونه ای از آن را با هم مرور می کنیم:

کارآفرینی فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایده های نو، خلاق و شناسایی فرصت های جدید با بسیج منابع، به ایجاد کسب و شرکت های نو ، سازمان های جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت می ورزد. این امر توام با پذیرش خطرات است.

 

انگیزه های کارآفرینی

ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارئه خدمات به جامعه می شود. انگیزه های مختلفی در کارآفرین شدن مؤثر می باشد که از جمله آنها : نیاز به موفقیت، نیاز به کسب درآمد و ثروت، نیاز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نیازمندی به احساس مفید بودن و استقلال طلبی را می توان نام برد.

 

<div id="pos-article-display-5763"></div>

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.