حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, 16 اسفند , 1399 23 رجب 1442 Saturday, 6 March , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1642 تعداد دیدگاهها : 53×
حرمتی که شکست!؟
16 مارس 2019 - 13:40
شناسه : 5386
بازدید 38
0

بازار تهران از قدیم الایام حرمت خاصی داشت. بازاریها برای کسب و کارشان و روزی حلال ارزش خاصی قائل بودند. روزگاری بود که صرف بازاری بودن در تهران برای یک فروشنده اعتبار محسوب می شد و تهرانی ها هم برای آن فرد ارزش و احترام قائل بودند اما براستی چه شد که وضعیت بازار تهران […]

ارسال توسط :
پ
پ

بازار تهران از قدیم الایام حرمت خاصی داشت. بازاریها برای کسب و کارشان و روزی حلال ارزش خاصی قائل بودند. روزگاری بود که صرف بازاری بودن در تهران برای یک فروشنده اعتبار محسوب می شد و تهرانی ها هم برای آن فرد ارزش و احترام قائل بودند اما براستی چه شد که وضعیت بازار تهران به وضع فعلی رسید و حرمت بازار تهران شکسته شد!؟
بی شک این موضوع نیازمند عارضه یابی و واکاوی می باشد اما آنچه مسلم است کارکرد بازار وابسته به اقتصاد است و رفتار بازار منفک از شرایط اقتصادی نیست. اما هر دلیلی که بیاوریم رفتار بازاری های امروز بر همه ی عوامل دیگر مقدم است. برایتان یک رویداد کاری چند روز پیش را بازگو می کنم تا ببینید منظورمان چیست؟

 

***********

روز سه شنبه 21 اسفندماه سال جاری بود که یک مشتری به فروشگاه اینترنتی دیدبازار زنگ زد و گفت: « من توی امین حضورم آدرس دقیقتان کجاست؟» و بعد از دقایقی خودش را سراسیمه به محل کارمان رساند.
آقای حسینی از کسبه علاالدین بود که یک یخچال پلادیوم 34 تیتانیوم (pd34t) و یک یخچال پلادیوم فریزر 35 تیتانیوم ( pd35t) می خواست خریداری کند. ایشان از اهالی محله آهنگ تهران بود و از قضا به بازار تهران (سه راه امین حضور) محله ی مجاور محل سکونتش مراجعه کرده بود که این کالاها را به صورت حضوری خریداری کند اما هیچ گاه تصور نمی کرد که به عنوان یک کاسب علاالدین (!؟) چنین بلایی به سرش بیاید!؟
وقتی وارد دفتر دیدبازار شد و از موجودی کالاهایش مطمئن؛ یخچال ها را بدون هیچگونه پرداختی فاکتور کرد. کمی مردد شد، گفت پول یکی از یخچال ها را پرداخت می کنم. آقای حسینی این کار را کرده بود که بی هیچ حرف پیشی کالاهایش را در زمان مقرر تحویل بگیرد و با بهانه هایی از قسم اینکه کالا نبود، رنگش فرق می کرد، بچه های انبار هنگام ارسال متوجه شدند که بدنه اش صدمه دیده است و غیره مواجه نشود.
پایش را از در بیرون گذاشت و رفت توی بازار چرخی بزند. وقتی برگشت پشت سرش یکی از کسبه بازار آمد تو و با عصبانیت تمام شروع کرد به فریاد زدن: « مشتری ما را چرا کله می کنید؟ این چه وضعی !؟ و …»
ماجرا از این قرار بود که یکی از کسبه امین حضور که از بخش بازرگانی شرکت صفابازار پارس این یخچال ها را خرید کرده بود و جزء شبکه توزیع ما بوده است. یخچال فریزرهای پلادیوم آقای حسنی را با سودی غیر متعارف برای ایشان فاکتور و زمان ارسالش را قطعی کرده بود. اما همه چیز با یک وصل شدن به اینترنت شاید از سرکنجکاوی برای اینکه اصلا ببیند گفته های مشتری درباره یخچال فریزرهای پلادیوم درست است یا غلط به هم ریخته بود.
مشتری مستقیم وارد سایت ما شده است و قیمت کالاها را می بیند شاید اول شک می کند اما یک زنگ زدن بیشتر هزینه ندارد که!؟ پس با ما تماس می گیرد و بقیه ماجرا که می دانید.
جمع سود متعارف و غیر متعارف فروشنده توی یک قلم از این یخچال ها حدود یک میلیون و صدهزار تومان (!؟) و در قلم بعدی در حدود ششصد هزار تومان (!؟) بود. فروشنده علیرغم داشتن سود خوب و منطقی پلادیوم ها برایش از نوسانات قیمتی بازار و موج آشفتگی های اقتصادی سوء استفاده کرده بود و کالاها را به قیمتی غیر متعارف به مشتری فروخته بود.
آقای حسینی (مشتری) هم که دیده بود اینکه سرش کلاه رفته است اول می آیدکالاهایش را فاکتور ، بعد می رود فاکتور قبلی اش را لغو می کند و بیعانه اش را از فروشنده بازپس میگیرد!
سود غیر متعارف این همکار تنها اجحافی نبود که در حق مشتری شده بود هزینه ارسال از امین حضور تا آهنگ را 150 هزار تومان و هزینه بالابری هر یخچال به ازای هر طبقه را هم 40 هزار تومان گفته بودند که وقتی با کرایه حمل 40 هزار تومانی دیدبازار و بالابری 20 هزار تومان قیاس می شود؛ متوجه می شوید در بقیه موارد هم مشتری متضرر شده بود.

 

********

آن سه شنبه نیمی از زمان پرسنل و مدیران بخش بازرگانی و فروشگاه اینترنتی صرف این رویداد شد و اینکه چطور باید برخورد کنیم و هزاران سئوال و حرف و حدیث دیگر!؟
رفتار آن فروشنده به عنوان نمونه فقط یکی از هزاران رفتاری است که بازاریان تهران؛ روزانه با خریدارانشان انجام می دهند. رفتاری که مقدم بر هر عامل دیگری است. از سهم عوامل اقتصادی نمی گذرم اما باور کنید اینگونه می شود که دیگر بازار .و بازاری حرمتی ندارد!؟ بازاری که باید از نو ساخت و ساختنش با کمک فناوری های امروز خیلی راحت است فقط انگیزه می خواهد و کمی انصاف!؟

<div id="pos-article-display-5763"></div>

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.